آقای بهتنگار معروف به مستر جی از یک خانواده فقیر میآید و روز به روز زندگی میکند. او یک دختر و یک پسر دارد و همسرش را فریب داده است تا باور کند که مقدار زیادی پول پسانداز کرده تا با خوشحالی بازنشسته شود و دخترش را شوهر دهد. رویاهای مستر جی به یک کابوس تبدیل میشود، زیرا او نمیتواند به طلبکارانش پاسخ دهد، شغلش را از دست میدهد و به طرز غمانگیزی میمیرد و دخترش را به دست جامعهای بیرحم میسپارد؛ پسرش که به جرم روی آورده و همسرش که در ناامیدی و فقر به سر میبرد.