سوراخ کردن
آقای آوری که از همسرش که بیش از حد به او توجه میکند خسته شده است (او حتی سیگاری در دهانش میگذارد و آن را روشن میکند)، به یک رقاصه علاقهمند میشود و به مهمانیای که او به افتخار او برگزار میکند دعوت میشود. همسرش در حالی که بر شانه شوهرش ایستاده، نامهای از رقاصه را میخواند که با سلام و احوالپرسی "پسر عزیزم" آغاز میشود و تهدید میکند اگر او برود، خود را مسموم خواهد کرد. برای نشان دادن اینکه تحت تأثیر این ترفند ملودراماتیک قرار نمیگیرد، آوری شیشه سم را برمیدارد و آن را در یک لیوان شراب میریزد و میگوید اگر او تصمیم به این کار دارد، چرا با سبک انجام ندهد؟ سپس او میرود، اما بدون تردید. در مهمانی، رقاصه به او شراب میدهد در لیوانی که دقیقاً شبیه لیوانی است که به همسر خود داده بود. این باعث بروز حمله وجدان میشود و آوری به سرعت به خانه برمیگردد تا همسرش را در حال غش ببیند که او این را به عنوان تهدیدش میپندارد. دیوانهوار، او به مهمانی رقاصه میزند، اعتراف به خودکشی با کمک میکند و میمیرد.