خط داستانی
کشاورز ثروتمند، کوبوس دروست، از سوی پسرعمویش ورbeek دعوت میشود تا به ولندام برود و درباره تأمین مالی نوسازی قایقش صحبت کند. ملاقات با آنا، خدمتکار ورbeek، تأثیر زیادی بر دروست میگذارد. او جوان را متقاعد میکند که با او به مزرعه بیاید. خواهر بزرگتر دروست از این موضوع چندان خوشحال نیست و بیشتر کارگران مزرعه نیز به غریبه از ولندام طعنه میزنند. کوبوس که آنا را دوست دارد، اغلب باید از او محافظت کند. وقتی متوجه میشود که آنا و کارمند آرند به شدت به یکدیگر علاقهمندند، به شدت حسادت میکند. به محض اینکه آرند برای خدمت نظامی فراخوانده میشود، کوبوس از غیبت او استفاده کرده و از آنا خواستگاری میکند. او موافقت میکند.