خط داستانی
جیم مکری و دوستش، کلنسی، دو جنایتکار هستند که بسیاری از سرقتها را انجام میدهند و غنایم را به طور مساوی تقسیم میکنند. کلنسی میخواهد با دختر مکری، ماری، ازدواج کند. او نمیخواهد با او ازدواج کند، اما پدرش او را مجبور به این کار میکند. پس از ازدواج، کلنسی و مکری بر سر تقسیم برخی از غنایم دچار مشاجره میشوند. کلنسی از دادن سهم مکری خودداری میکند.