خط داستانی
زمانی که باب استوکس، یک باشگاهدار ثروتمند نیویورکی، ثروتش را از دست میدهد، نامزدش مارشیا فونتین او را ترک میکند. او سپس به یک اردوگاه چوبی در شمال ایالت میرود، جایی که مالک آن، هنری ویلار، از مهارتهای رهبری و مبارزهاش تحت تأثیر قرار میگیرد. پس از اینکه استوکس اعتصاب مهندسی شده توسط سرپرست قبلی، رابرت برومون، که در واقع یک تحریککننده بلشویکی است، را سرکوب میکند، برومون که به دنبال انتقام است، جنگل را به آتش میکشد، اما استوکس آن را کنترل میکند. ویلار سپس از استوکس میخواهد تا بر کشتیسازیهای نیویورک نظارت کند، جایی که یک "کشتی معما" تحت ساخت است. پس از اینکه استوکس و دختر ویلار، هلن، عاشق هم میشوند، برومون مارشیا را وادار میکند تا سعی کند استوکس را فریب دهد. مارشیا استوکس را به آپارتمانش میکشاند، جایی که برومون نقشه دارد او را بکشد، اما او زمانی که متوجه میشود یک بمب زمانی برای نابود کردن کشتی تنظیم شده، فرار میکند.