خط داستانی
در گرانادا در اسپانیا، سیبیلا به عنوان یک رقاص در یک کاباره کثیف به نام ال دورادو کار میکند و در تلاش است تا به اندازه کافی برای مراقبت از فرزند بیمار خود درآمد کسب کند. پدر پسر، استیریا، یک شهروند برجسته، از کمک و شناسایی آنها امتناع میکند، زیرا از به خطر انداختن نامزدی دختر بزرگش ایلیانا با یک نجیبزاده ثروتمند میترسد. اما ایلیانا از مهمانی نامزدیاش فرار میکند تا با معشوق واقعیاش هدویک، یک نقاش سوئدی، ملاقات کند. سیبیلا، در ناامیدی پس از یک رد دیگر از استیریا، فرصتی برای باجخواهی از او میبیند و عاشقان را در محل ملاقاتشان در الحمرا به مدت یک شب قفل میکند.