خط داستانی
برادر ریچارد دلا کروس، آندریاس، به خاطر یک خونآشام و اجتماعی معروف به نام ساپهو دیوانه شده است. دوستی ریچارد را به اوئدئون میبرد تا او را ملاقات کند، اما وقتی ساپهو واقعاً او را میبیند، او نمیداند که او همان زنی است که آندریاس را به مؤسسه روانی فرستاده است. ساپهو واقعاً عاشق ریچارد میشود و تصمیم میگیرد راههای خونآشامی و معشوق بزرگترش را کنار بگذارد تا بتواند با او باشد.