خط داستانی
لری گیلمور باید تا تاریخ معینی ازدواج کند تا ارثی را به دست آورد. او تحت فشار زنانی است که مشتاقند در به دست آوردن پول به او کمک کنند. برای فرار از آنها، شغلی به عنوان افسر پلیس میگیرد و یونیفورم میپوشد. او عاشق مالی مارتین، یک گارسون میشود که از هویت او بیخبر است اما موافقت میکند با او ازدواج کند. قبل از مراسم، چندین مشکل پیش میآید و لری گروهی از دزدان جواهر را دستگیر میکند. چند ثانیه قبل از تاریخ انقضا، او ازدواج کرده و ثروت را به دست میآورد.