خط داستانی
آنجلا با دو چیز به هالیوود میآید: رویای تبدیل شدن به یک ستاره سینما و پدربزرگش. او عمه، برادر، مادربزرگ و دوستپسرش را در سنترویل ترک میکند. با وجود اینکه ستارههای بزرگ سینما را در هر گوشه میبیند و به هر دفتر کستینگ در شهر مراجعه میکند، در پایان روز اول هنوز بیکار است. به وحشت او، وقتی به هتل برمیگردد، متوجه میشود که پدربزرگش در فیلمی از ویلیام دمیل بازی کرده و به سرعت در هفتههای آینده ستاره میشود. خانوادهاش، نگران اینکه آنجلا و پدربزرگ در دردسر افتادهاند، به هالیوود میآیند تا آنها را به خانه برگردانند. به زودی عمه، مادربزرگ، برادر، دوستپسر و حتی طوطی به سوپرستاره تبدیل میشوند، اما آنجلا هنوز بیکار است...