رمانس مسابقه
Racing Romance
پدران ایزابل چنینگ و هاوارد بیلینگز دوستان خوبی بودند تا اینکه بر سر یک اسب با هم دچار اختلاف شدند و قسم خوردند که برای همیشه دشمن باشند. سالها بعد، هاوارد در حال بازگشت از دانشگاه دیده میشود و ایزابل که پدرش را از دست داده، سخت در تلاش است تا مزرعه قدیمی (و اصطبلها) را حفظ کند. ثورنهیل تمام تلاشش را میکند تا او را از همه چیز محروم کند. هاوارد وارد عمل میشود.