خط داستانی
ادموند دوراند جوان (کانراد ناگل) تحت تأثیر استبدادی عمهاش (مارسیا مانون) بزرگ شده است که یک کارخانه بزرگ ابریشم در جنوب فرانسه را اداره میکند. او علیه شغف خفهکنندهای که برایش برنامهریزی شده است، شورش میکند و با مارسل، یک دختر کولی (رنه آدوره) از خانه میرود. آنها با یک کاروان کولی در خوشبختی عاشقانه در طبیعت پرسه میزنند؛ اما به طور ناخواسته از هم جدا میشوند و در آغاز جنگ دوباره به هم میپیوندند. وقتی صلح برقرار میشود، این عاشقان خوشبختی را با هم پیدا میکنند.