خط داستانی
در پادشاهی روبرتانیایی لوختنشتاین، حاکم پیر به تازگی درگذشته است. زیر دستان او گروهی از توطئهگران هستند و تنها دوست واقعی او بارونِس ویندگ (اولگا چچووا) است، زنی مهربان، باهوش و بسیار جذاب که با این حال چندان مورد محبت طبقه بالای لوختنشتاین قرار نگرفته است. و از آنجا که این افراد تنها به دنبال به دست آوردن موقعیتهای بهتر و ثروتهای دیگر پس از مرگ عالیجناب هستند، بارونِس داستانی اختراع میکند مبنی بر اینکه حاکم پیر پیش از مرگش خاطراتش را نوشته است که شامل جزئیات صمیمی، حساس و بهطور بالقوه شرمآور درباره مقامات لوختنشتاین است. طبیعی است که همه از جزئیات فاششده میترسند. تنها جانشین تاج و تخت، پرنس ارنست آلبریشت (ویلی فریچ) نقشه بارونِس را میبیند و از آنجا که او مردی جوان و پرشور است، در شوخی او شرکت میکند.