خط داستانی
اوا، یتیم، از مادرخوانده سختگیرش فرار میکند که میخواهد او را به خواستگار برگر بدهد. بهطور تصادفی، او به باربر کومرسن میرسد که خودش با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند: یک شاگرد بلشویک با بینی بزرگ و آویزان، یک خدمتکار پیر و مزاحم، و از همه مهمتر، یک اسکناس صد کرون گمشده برای اجاره. با این حال، او به اوا ترحم میکند و او را بهعنوان شاگرد میپذیرد، زیرا شاگرد قبلی در خشم رفته بود. برای جلوگیری از ناراحت کردن خدمتکار پیر، اوا باید خود را بهعنوان یک پسر disguise کند و از اینجا داستان چرخشها و پیچشهای غیرمنتظرهای به خود میگیرد.