خط داستانی
در یک سفر به نوم، روی گلنیستر، یکی از چندین مالک یک معدن غنی به نام مایداس، به هلن چستر جذب میشود، در حالی که با طبیعت اولیهاش او را هم مجذوب و هم نگران میکند. او به آنجا میرسد و میبیند که شرکایش، اسلپجک سیمز و جو دکستری، توسط یک گروه از افراد بدجنس گیج شدهاند: وورهیس، مارشال ایالات متحده، قاضی استیلمَن و مکنامارا، یک سیاستمدار. نقشه آنها این است که مالکیت ادعای معادن مختلف را مبهم کنند، معدنکاران را اخراج کنند و مکنامارا را مالک املاک مورد اختلاف کنند.