Never the Twain Shall Meet
فیلم هرگز دو نفر با هم ملاقات نخواهند کرد
دن برای پریچارد و پریچارد در سان فرانسیسکو کار میکند و عاشق مایسی است که دوست خبرنگارش او را "یخچال" مینامد. وقتی یکی از کشتیهایش به سان فرانسیسکو برمیگردد، دن متوجه میشود که کاپیتان به جذام مبتلا شده و از او میخواهد که سرپرست دخترش تامئا در جزیرهای در اقیانوس جنوبی باشد. دن به زودی متوجه میشود که تامئا او را میخواهد و بدون یک بوسه هیچ کاری نخواهد کرد. اما تامئا به زودی متوجه میشود که او با دن و مایسی متفاوت است و این موضوع او را عصبانی میکند. دن تصمیم میگیرد به جزیره برود و با تامئا زندگی کند، اما به زودی متوجه میشود که بهشت آنطور که فکر میکرده نیست.