خط داستانی
یتیمان میکی از او داستانی میخواهند؛ میکی خود را به عنوان جک در داستان جک و لوبیای سحرآمیز معرفی میکند. او با بالا رفتن از لوبیا شروع میکند؛ پس از اینکه چند بار از دست غول فرار میکند، در نهایت داخل یک ساندویچ پنیر میافتد و سپس در دهان غول میرود، جایی که در نهایت به یک لوله چنگ میزند و توسط غول بیرون کشیده میشود. در تعقیب و گریز بعدی، میکی یک بمب فلفل پرتاب میکند تا غول را کند کند، سپس از او در حین پایین آمدن از لوبیا جلو میزند و ساقه را آتش میزند.