خط داستانی
ویکی مریدیت، یک دانشجوی باله آمریکایی در پاریس، عاشق رندال ویلیامز، یک آمریکایی دیگر که در حال تحصیل معماری در پاریس است، میشود و آنها کمی با هم زندگی میکنند تا اینکه ویکی متوجه میشود رندال فراموش کرده که بگوید همسری در ایالات متحده دارد. این موضوع ویکی را ناراحت میکند و او به سمت آمریکای جنوبی میرود، جایی که با فیلیپ فلتچر، یک مهندس ساخت و ساز آمریکایی، آشنا میشود و عاشق او میشود. اما او به سرعت برای ساخت سد بولدر میرود. آنها دوباره در نیویورک ملاقات میکنند و متوجه میشوند جداییشان عشقشان را قویتر کرده است. سپس رندال و همسرش ظاهر میشوند و پیچیدگیها آغاز میشود.