خط داستانی
روابط بین هاکنبین، یک خیاط humble، و گریزینگر، یک کشاورز ثروتمند، پس از اینکه گریزینگر رابطه بین پسرش، فرانزل، و دختر هاکنبین، اوی، را قطع میکند، دچار تنش میشود. با این حال، پس از حل یک مشکل مربوط به یک یادداشت 100 مارکی که از یک شلوار پرس شده توسط هاکنبین متعلق به گریزینگر گرفته شده است، یک چشمه معدنی با ارزش در ملک خیاط پیدا میشود و پدران در حال جنگ دوستان میشوند و اوی و فرانزل ازدواج میکنند.