خط داستانی
یک استاد به نام کمییا و همسر سلطهگرش، توکیو، قرار است از ستسوکو، خواهرزاده پرشورشان از اوزاکا، مراقبت کنند. با اینکه ستسوکو هنوز بزرگسال نیست، اما زنی آزاد است که هر کاری که میخواهد انجام میدهد، از جمله سیگار کشیدن. او حتی کمییا را متقاعد میکند که او را به یک خانه گیشا ببرد. وقتی که او کمی مست میشود، استاد اوکادا، یکی از دانشجویانش، را برای بردن او به خانه صدا میزند. همسرش وقتی میبیند اوکادا او را به خانه میآورد، نسبت به ستسوکو مشکوک میشود.