خط داستانی
سازنده جاروبرقی جان باور هیچ صبری با ناکارآمدی، وکلا یا جاروبرقیها ندارد. او همچنین کمی خسیس است. خانوادهاش فکر میکنند که او بیش از حد کار میکند. او به خاطر نرفتن به دانشگاه احساس حقارت میکند و حالا نمیخواهد فرزندانش هم به دانشگاه بروند. دخترش کانی از اعلام نامزدیاش با گری لی میترسد، بهویژه از آنجا که گری نه تنها وکیل و فارغالتحصیل دانشگاه است، بلکه پدرش نیز صاحب یک شرکت جاروبرقی است.