خط داستانی
میکی در حال انجام تعمیرات روتین بر روی قایق یدک کش خود است (با مداخله یک پنگوئن) که تماس رادیویی میرسد مبنی بر اینکه یک کشتی در حال غرق شدن به کمک نیاز دارد. متأسفانه، خدمه میکی شامل داک و گوفی است، بنابراین حرکت به سمت کمک آسان نیست. گوفی باید با درب دیگ بخار مبارزه کند تا آن را با زغال سنگ پر کند (و وقتی موفق میشود، آن را بیش از حد پر میکند) و داک در ماشینآلات گرفتار میشود. به علاوه، هیچکس قایق را آزاد نمیکند، بنابراین آنها نیمهای از اسکله را با خود میکشند. دیگ بخار بیش از حد کار کرده به زودی منفجر میشود.