یک رهبر مقاومت در حین حمله آلمانیها به چاپخانه زیرزمینیاش زخمی میشود. او به خانه یک پارسیدوست آلمانی فرار میکند و توسط پسر و دختر او کمک میشود. یک پزشک یهودی نیز به او کمک میکند. همه آنها به تلاشهای او علیه نازیها ملحق میشوند و یک قطار مهمات را متوقف میکنند.