خط داستانی
میکی در تعطیلات در کمپ یوتوپیا است. در ابتدا پلوتو فکر میکند که واقعاً یوتوپیا است: درختان در همه جا و یک گربه برای تعقیب. اما قوانین کلبه سختگیرانه است: ورود سگها به داخل ممنوع و سگها باید دهانبند و قلاده داشته باشند. میکی پلوتو را بیرون میگذارد تا بخوابد، درست در دسترس غذایش نیست و گربه پایین میآید و او را مسخره میکند. پلوتو به خواب میرود و رویای "پلوتوپیا" خود را میبیند که در آن یک گربه مطیع از پلوتو میخواهد او را گاز بگیرد و به تمام نیازهایش رسیدگی میکند.