خط داستانی
در یک سفر سافاری در آفریقا با دوستش گرنت، کلاید بیاتی قصد دارد چند شیر نوبیایی با موی سیاه از جو کارتر بخرد اما حیوانات او در آتش سوزی از بین میروند. با وجود مداخله رقیب تجاری گورمن که امیدوار است جو را خراب کند، بیاتی با کمک به او برای به دام انداختن یک گوریل بالغ، کسب و کار او را نجات میدهد. (داستان دوم) وقتی گرنت توسط مگس تسه تسه نیش زده و بیمار میشود، بیاتی به سمت نزدیکترین بیمارستان از طریق قلمرو قبیله خطرناک ماتابلها میرود. آنها توسط گربز، یک مرد سفیدپوست که با قبیله زندگی میکند و طلاهای آنها را میدزدد، دستگیر و به مرگ محکوم میشوند. با استفاده از پادشاه پسر ماتابل به عنوان سپر، بیاتی و گرنت فرار میکنند و گربز مجبور میشود آنها را همراهی کند و طلاهایش را پشت سر بگذارد.