خط داستانی
آپارتمان دکتر بارتا در حال خیس شدن است، شرکت مدیریت عمومی اقدامی نمیکند، و دکتر و همسرش در آستانه طلاق هستند. گزا میخواهد با همکارش، کاتو، ازدواج کند، اما مادرش بیمار است، آپارتمان کوچک است و پولی وجود ندارد. دایی کارولی از مدیران کسب و کار نامناسب و شارلاتان خسته شده است. ولی میخواهد ازدواج کند تا دیگر روی تیتی و پیری زندگی نکند، اما مرد انتخابی میخواهد زنی داشته باشد که آپارتمان خودش را داشته باشد. همه آنها با بختآزمایی شانس دارند، به ویژه با زدن دوازده امتیاز.