خط داستانی
این فیلم داستان جک هاپکینز، یک طراح هواپیما با علاقه به موتورهای کششی را دنبال میکند. رئیس او مشتاق است که یک جت فوقصوت جدید که جک طراحی کرده را به میلیونر آمریکایی پل فیشر بفروشد. اولین دیدار بین فیشر و جک به خوبی پیش نمیرود و تنشها پس از آسیب دیدن موتور کششی جک به نام "میدان آهنی" توسط دختر فیشر، کتی، افزایش مییابد و آن را غیرقابل رانندگی میکند. جک به شدت میخواهد در رالی بخار سالانه ووبورن ابی شرکت کند، اما آتشنشانی او آسیب دیده و نمیتواند شرکت کند. وقتی همه چیز ناامیدکننده به نظر میرسد، خود میلیونر تحت تأثیر وضعیت جک قرار میگیرد و به او در رانندگی موتور کمک میکند؛ و این دو به زودی دوستان نزدیک میشوند.