خط داستانی
صحنه یک شهر کوچک در دشت مجارستان است، زمان تابستان 1945. کارگران حفاری که از توزیع زمین کنار گذاشته شدهاند، در مقابل شهرداری تظاهرات میکنند. به توصیه یک مهندس بیکار که از اسارت بازگشته، قطعهای زمین غیرکشت شده و بایر بین آنها توزیع میشود.