خط داستانی
در "مهمانخانه سیاه و سفید" در دریاچه کونیگس، اوضاع بسیار شلوغ است. کوردولا، مالک جوان این کسب و کار خانوادگی قدیمی، به تازگی متوجه شده که پدرش که پنج سال پیش فوت کرده، در وصیتنامهاش شرطی گذاشته است: اگر او نتواند همسری در صنعت مهمانداری پیدا کند، باید "اسب" را به دایی طمعکارش، سایمون، بسپارد. او وصیتنامه را پنهان کرده تا اکنون، درست قبل از مهلت، آن را به کوردولا ارائه دهد. او دو هفته فرصت دارد تا خواستههای پدرش را برآورده کند. در حالی که او یک نامزد ایدهآل در پیشخدمت جذابش، فرانز، دارد، این مرد محبوب کاملاً از عشق پنهانی کوردولا به خود بیخبر است. در عوض، فرانز فکر میکند که زن زندگیاش را در دانشجوی زیبا، مونیكا، پیدا کرده است.