خط داستانی
یک کارگر جوان ایتالیایی همیشه با همکارانش مشکل دارد زیرا زبان آنها را نمیفهمد. تنها دوست او سگی است که به او نزدیک میشود. پس از اینکه همکارانش به سگ حمله میکنند، او عصبانی شده و به قلدر میزند. سپس به دفتر رئیسش احضار میشود که میخواهد او را اخراج کند. اما در کنار او مردی است که میخواهد او را به اتریش ببرد تا کار کند. در آنجا، او با زنی زیبا آشنا میشود و عاشق او میشود، اما او تنها نیست. شخص دیگری نیز به آن زن علاقهمند است و این موضوع منجر به بروز یک درگیری میشود که به اوج خود میرسد.