خط داستانی
کارخانه گاز شهری با ماشینهای رزرو الکترونیکی فوقمدرن تجهیز شده است. لوتار کراکه، یک کارمند کوچک، در حال کار بر روی چنین دستگاهی است و یک اشتباه تایپی میکند. او از ترس از دست دادن شغلش، جرات اعتراف به اشتباه را ندارد. با نام اشتباه، او مشتری جدیدی به نام الکساندر دوبرونسکی ایجاد میکند که به مرور زمان، کراکه زندگیای با ابعاد غیرقابل تصور برای او میسازد. کراکه اجازه میدهد او با او زندگی کند، یک کنتور گاز اضافی برایش میگیرد و یک روز حتی خاطراتش را مینویسد. پول به دست میآید، اما کراکه از عواقب اجتنابناپذیر غرق میشود. (از طریق 3sat)