خط داستانی
در سال 1212، یک جنگ صلیبی کودکان آغاز میشود پس از اینکه یک چوپان جوان، ژاک دو کلا، ادعا میکند که رؤیایی دیده است که در آن گفته میشود معصومیت کودکان قادر به آزادسازی اورشلیم خواهد بود. یک راهب که از سرزمین مقدس بازمیگردد، به این جنگ صلیبی میپیوندد و اعترافات کودکان را میشنود و به تدریج متوجه میشود که بیشتر آنها به دلایل مذهبی شرکت نمیکنند، بلکه به دلایل دنیوی مانند عشق رد شده و امید به آزادی، و طبیعت واقعی اشتیاق آنها همجنسگرا است. در واقع، اگر کودکان از ژاک پیروی کنند، بیشتر به دلایل عاشقانه است تا مذهبی. آنها عبارت معروف «یکدیگر را دوست داشته باشید» را بهطور حرفی میگیرند.