Jeszcze słychać śpiew. I rżenie koni...
فیلم هنوز صدای آواز به گوش میرسد. و نعرههای اسبها...
یک سرهنگ بازنشسته ارتش متوجه میشود که سالها پیش، در طول کمپین سپتامبر 1939، به او دستور داده شده بود که مدالهایی به ده سرباز شجاعترین در شرکتش اهدا کند. او از پسرش میخواهد که به او کمک کند، بنابراین به سفری برای پیدا کردن سربازان بازمانده و قضاوت درباره شایستگی آنها برای این افتخار میرود.