جیل بازیگری جوان رو به افول است که هیچ کار درست از نظر حرفه ای یا شخصی انجام نمی دهد. توسط همه اطرافش مصرف می شود، همه چیز برای او زمانی تغییر می کند که با لویس خدمتکار آشنا می شود. اکنون چیزی دارد که او را خوشحال می کند و دلیلی برای زندگی به او می دهد.