خط داستانی
مخترع ناموفق لئو برگرت تفرّد درون است: هر چه به آن می گیرد با شکست روبه رو می شود. پروژه آخرش که توسعه سوختی کاملاً جدید است نیز به وضوح شکست می خورد. اکنون در بدهی عمیق است و بانک پولشان را پس می خواهد. نامزد مادام العمر و همچنین عمه ثروتمند از او چیزی نمی گیرد، او تنها یک راه حل می بیند: خودکشی. اما حتی در حالی که ثابت می کند شکست خورده است، همه تلاش ها برای رفتن به سوی مرگ ناکام می ماندند. او برای قتل خود دست به استخدام ضربه می زند. اما ناگهان وضعیت او به طرز ناگهانی بهبود می یابد، او می خواهد زندگی کند و کار را برعکس کند. اما این کار آسان نیست.