خط داستانی
در سالهای درگیری شورشی سال هزار و شصد و سه، روایت بر عشق تراژیک بین یک بانوی باوقار و نجبای شورشی متمرکز است. پس از نبردی خونین، واحدی از شورشیان به کلی از میان میرود و تنها یک نفر زنده میماند، اما به شدت مجروح است. او در نهایت از دستگیری و مراقبت دختری از مدیر املاک بهره میبرد، پنهان در عمارت سوخته با خدمه پیر.