خط داستانی
واسلی یورین، چهل و نه ساله، معلم موسسه مدیریتي مسکو، در حال تجربه بحرانی است. در کار، جای رئیس بخش با فردی عملگرا و در عین حال محدود به نام والنتین رومانیفسکی جایگزین میشود. در خانه، همسرش لیدا که از کار بیشتر از شوهرش درآمد دارد، به شکل معمول از تصمیمنگرفتن او سرزنش میکند. برای موراوین پذیرفتن نگرش تثبیتشدهاش نسبت به خود سخت است، اما زمانی که همسرش بیاحترامی به سرگرمی اصلی او—نواختن گیتار—نشان میدهد، او بیشترین نگرانی را پیدا میکند. یکبار، از تحمل آزار و اذیت بیپروایی، موراوین ناگهان خانواده و کارش را ترک میکند (همسر و دخترش)