خط داستانی
پس از مرگ شوهرش، پات میفهمد که او تمام پساندازشان را قماربازی کرده و حالا او بیپول است. شاید مجبور شود از آپارتمانشان بیرون برود. به خجالت دخترش تینا از اینکه باید با دوشیزهٔ ثروتمند ازدواج کند، به اندازهٔ همدردی با دالی بیخانه در کارتن کنار ساختمان آنها کمک میکند و این دو بانوی بیخانمان، دوستی نزدیکی پیدا میکنند.