دو دوست دوران کودکی به دشمنان تلخی تبدیل شدهاند. به حدی که قلمروهای خود را تقسیم کرده و قسم خوردهاند که هر کسی که از مرز عبور کند را بکشند. در این پسزمینه، نوههای آنها عاشق هم میشوند و وقتی که عشقشان آشکار میشود، رقابت بین آنها دوباره شعلهور میشود. به دو جوان عاشق گفته میشود که هرگز نباید دوباره یکدیگر را ببینند، در غیر این صورت با مرگ مواجه خواهند شد... وقتی که آنها با هم میشوند، برای خانواده بزرگشان خیلی دیر است.