کاترین رستورانی را اداره میکند اما یک شب وقتی مرد مشکوکی را که در ماشینش نشسته میبیند از پلیس تماس میگیرد. اما کاترین یکی از سه مأمور پلیس،کیلین، را میبیند که با چوبها و لگد به آن مرد ضربه میزند. با توصیهٔ جک، بازرسان داخلیِ پلیس، او به دادگاه میگوید و کیلین به تعلیق و حفظِ درجهاش برای باقیِ دورانِ شغلیاش محکوم میشود. اما کاترین تماسهای تلفنیِ عجیبی میگیرد، فرزندش برای قتل دستگیر میشود و حرفهٔ همسر معلمش تهدید میشود بهخاطرِ بررسیِ سابقهٔ او. همهٔ اینها به این دلیل است که کیلین به دنبالِ انتقام است و برنامه دارد از قانون و دوستانش در پلیس برای این کار استفاده کند. تنها کاترین، خانوادهاش و جک در برابرش ایستادهاند.