خط داستانی
پیتر وست به کپنهاگ میرود تا ببیند آیا میتواند به عنوان یک نقاش زندگی کند. او به سرعت به جمع هنرمندان جوان در شهر پذیرفته میشود. او به سرعت بسیاری از نقاشیها را تولید میکند، اما نمیتواند حتی یکی از آنها را بفروشد. سوزان، یک روزنامهنگار جوان، عاشق پیتر است و تصمیم میگیرد به او کمک کند. از آنجا که پدرش نیز یک هنرشناسان است، او از او بهرهبرداری میکند تا پیتر به یک موفقیت شایسته دست یابد.