خط داستانی
رولاسیآ کارمند صندوق فروشگاهی در سوپرمارکتی است. او تنها زندگی میکند، به خواندن داستانهای پری میپردازد و برای بقا در جهان واقعی در یک دنیای جادویی تخیلی پنهان میشود. او فکر میکند پریای است که به یک مأموریت آمده و به این دنیا گیر افتاده است. هر روز با اتوبوس سفر میکند. در ایستگاه اتوبوس دوربین وب وجود دارد که تصاویر را ثبت و به اینترنت میفرستد. سانتیاگو دانشمند است که در پروژهٔ بینالمللی پژوهشی برای یافتن نشانههای هوش فرازمینی کار میکند. او مرد تنهایی است که با سگ و رایانهاش زندگی میکند. رولاسیآ درمیابد که دارای نیروهای خاص است و فکر میکند سه زن جوانی را که میشناسد پریها هستند. آنها به طرز شگفتآوری بر زندگی او تأثیر میگذارند. همچنین احساس میکند باید پدرش را که از سن هشت سالگی ندیده است، ملاقات کند.