خط داستانی
اوزوالد بر روی یک شتر سوار است؛ او یک شیر مهاجم را شکست میدهد و از برآمدگیهای شتر به عنوان گلولههای توپ استفاده میکند. در قاهره، او با یک ملکه ملاقات میکند و آهنگ تم خود را برای او میخواند؛ اسفینکس و چند هرم به او ملحق میشوند، اما پادشاه چندان خوشحال نیست.