سه کف دست برای دو نوجوان و یک دختر
Three Palms for Two Punks and a Babe
داستان در صربستان سال هزار و نهصد نود و سه میگذرد که از تورم شدید و فاجعه اقتصادی رنج میبرد. میلان طرفدار پرطرفدار فوتبال پارتیزان است و با دوست نقاشش زندگی میکند و از طریق فروش نقاشیهایش به «نخبهٔ تازه» درآمد برمیآورد. او دختری زیبا را میبیند که خط تلفن *** دارد و آن دو سرانجام به هم میرسند. دوستی دیگر نقشه ای برای دزدی از بانک دارد تا از جزایر آفتابی دورافتاده با نخل ها فرار کنند.