Hochmut kommt vor dem Knall
فیلم غرور پیش از سقوط
زیر فشار سیاسی، یک ایستگاه رادیویی در آلمان غربی یک نمایش رادیویی درباره حمله روسیه به آلمان غربی برگزار میکند. یک دستمزد خوب، آنتون ویزل بیکار را متقاعد میکند تا کارگردانی را بر عهده بگیرد. در همین حال، راننده هری کیریتز یک ارثیه دریافت میکند: یک بارج فرسوده که قصد دارد با آن کارآفرین شود. آشنایی او با مادلین مولر، دختر یک عمدهفروش زغالسنگ، در زمان مناسبی اتفاق میافتد. اما آقای مولر نیز به مشکل مالی برخورد کرده است. بنابراین او یک مهمانی بزرگ برگزار میکند تا دخترش را به عنوان آخرین دارایی سودآورش بفروشد. هری شانس خوبی دارد وقتی که رادیو نمایش رادیویی درباره یک سرقت روسی پخش میکند. مهمانان آن را به عنوان یک گزارش واقعی میپذیرند و به زیرزمین فرار میکنند. هری وضعیت مالی واقعیاش را فاش میکند، اما مولر او را به عنوان یک کارگر نمونه برای روسها میپذیرد. اما وقتی اشتباه فاش میشود، هری از رقابت کنار میرود و به نفع داماد ثروتمندتری حذف میشود.