مرگ دروغ میگوید
La muerte está mintiendo
شخصیت اصلی مرتکب جرمی میشود و برادرش را که سایهی مظنونیت بر او افتاده رها میکند تا از مجازات فرار کند. در فرار خود برای اولین بار با احساس واقعی عشق آشنا میشود، اما سرنوشت بر او فشار میآورد و او را دوباره به مسیر جنایی بازمیگرداند.