Toi, c'est moi
فیلم تو، من هستم
بابی گویبر و پات دووالون بهترین دوستان هستند. آنها همچنین حیوانات مهمانی بزرگی هستند. آنورین، عمه بابی، از رفتار بد برادرزادهاش خشمگین است، بهویژه که با پول او، جوان همیشه در حال خوشگذرانی است و همیشه با پات همراه است. او تصمیم میگیرد که هر دو را به هند غربی بفرستد، جایی که او یک مزرعه نیشکر دارد، به امید اینکه دور از وسوسهها اصلاح شوند. وقتی به آنجا میرسند، این دو خوشگذران هیچ کار بهتری پیدا نمیکنند جز اینکه هویتهای خود را عوض کنند، که باعث یک سری سوءتفاهمهای شاد خواهد شد. همه چیز نه در یک، بلکه در چندین ازدواج به پایان خواهد رسید.