آدهمار لامپیوت
Adhémar Lampiot
دفترخانه ترمپلین میخواهد دخترش را به کشاورز جوان و ثروتمند آدهمار بدهد. او با هر دوی آنها به پاریس میرود، جایی که هنریته با یک فروشنده ماشین بیاخلاق ملاقات میکند که دقیقاً وارث ثروتمندی است که پدرش به دنبالش است.