سیگرید و یان پسرعمو هستند و به یکدیگر عشق می ورزند. یک دانشجوی پزشکی به نام ژان با لِنا ازدواج می کند که به او یک فرزند می دهد، اما او به طور تصادفی می میرد. یان در ناامیدی، سیگرید را در خانه کودکی شان در ساووی پیدا می کند. از ترس اینکه عشقشان دوباره زنده شود، تصمیم می گیرد با لِنا به آفریقا برود.