یک شب زندگیها را تغییر میدهد. یک شب تفاوت بین خوشبختی و بدبختی، بین زندگی و مرگ را رقم میزند. جان، دانشجوی حقوق بیخبر، جسد زنی در پارک را پیدا میکند و مظنون قتل است. اما تونی از جان میخواهد پنج دقیقه به او فرصت بدهد تا بیگناهیاش ثابت شود. این پنج دقیقه تمام شب طول میکشد. همزمان، دوستدختر جان، کریستن، در خیابانهای تاریک به دنبال او میگردد. او با قاضی کراوس ملاقات میکند که به کریستن قول میدهد اگر با او بخوابد، پول زیادی میپردازد. همانند جان، کریستن شب پر از بیاعتمادی، فریب، شهوت و وسوسه را تجربه میکند.