خوش آمدید به بلِفونتِین
Bienvenue à Bellefontaine
گِیتان لانتیه به دلیل ارتکاب قتل که مرتکب نشده بود به ده سال زندان محکوم میشود و با اعتراف قاتل واقعی که پیش از مرگش بیان شده بود، از زندان آزاد میشود. بازگشت به روستایش بلِفونتین، مهمان مراسمی است که به افتخارش برگزار میشود. به عنوان هدیه شهردار و ساکنان برایش باورنکردنی تفنگ شکاری میمیرند. در ابتدا گیج است اما انرژی لازم را جمع میکند و به حضار میگوید سالهای حبس به او حق کشتن بزرگترین جاندار روستا را میدهد. اکثر ساکنان در خود تقصیری دارند و از این میترسند که به عنوان سایهای که قتل را witnessed کرده بدون هیچگاه نامش فاش شده، شناخته شوند؛ هرچند شهادتش میتوانست لانتیه را تبرئه کند. ترس در بلِفونتین نفوذ میکند و همه سعی میکنند با محبتها و هدایا لانتیه را آرام کنند.